تبلیغات
قسم به قلم و آنچه می نگارند... - داستانی از علم غیب امام جواد (ع) در کودکی
قسم به قلم و آنچه می نگارند...
گروه فرهنگی و هیئت محبان الرضا علیه السلام
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : دوست شما
به بهانه ی ولادت امام جواد (ع)

روزی مأمون الرشید از گذرگاهی عبور می کرد، کودکانی که در کوچه بازی می کردند، از مشاهده موکب سلطنتی مأمون ترسیده و پا به فرار گذاشتند. 
فقط یک کودک در جای خود ایستاده بود. 
مأمون به نزد کودک رسیده و از او پرسید: چرا تو مثل دیگر بچه ها فرار نکردی؟ و از سر راه ما کنار نرفتی؟ 
کودک با کمال شجاعت اظهار داشت: من گناهی مرتکب نشده ام تا به خاطر ترس از کیفر آن فرار کنم و راه هم که برای خلیفه تنگ نیست تا با کنار رفتن آن را بگشایم. تو از هر کجای راه دوست داری، بگذر! 
مأمون که از منطق قوی و صراحت لهجه کودک تعجب کرده بود، گفت: تو کیستی؟
 کودک با افتخار تمام گفت: من، محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب(ع) هستم.
مأمون پرسید: چقدر از علوم و دانش مطلع هستی؟ 
امام جواد(ع) فرمود: علوم و گزارش های آسمانی از من بپرس! 



مأمون با او خدا حافظی کرده و رفت. او، یک باز شکاری داشت که در سفرها برای تفریح با آن به شکار می پرداخت. وقتی از امام نهم(ع) فاصله گرفت، پرنده شکاری را برای صید رها کرد و باز شکاری به سرعت در آسمان ها به پرواز در آمد و لحظاتی از افق دید خلیفه ناپدید شد. سپس بازگشت، در حالی که او ماهی کوچکی در منقار خود داشت که هنوز نمرده بود. 
مأمون از آن صید غیر عادی تعجب کرد. آن ماهی را در کف دست خود گرفته و به سوی شهر آمد. وقتی به همان محلّ بازی کودکان رسید، دوباره همه کودکان پراکنده شدند اما امام جواد(ع) از جای خود حرکت نکرد. 
مأمون پرسید: ای محمد! در دست من چیست؟ 
امام فرمود: ای خلیفه! پدرم از پدرانش و آنان از رسول خدا(ص) و آن حضرت توسط جبرئیل از پروردگار عالمیان نقل کرده است که: خداوند متعال دریاهائی آفریده است که بخار آب از آن دریاها بلند شده و ماهیان ریز دریا را همراه خود به آسمان برده و ابرهای متراکمی را تشکیل می دهند. پادشاهان بازهای شکاری خود را به آسمان می فرستند و آنان، آن ماهی های ریز را شکار کرده و به نزد شاهان می آورند. پادشاهان آن ها را به کف دست گرفته و تلاش می کنند تا سلاله نبوّت و جانشین پیامبر(ص) را با آن بیازمایند.
مأمون که از هوش سرشار، علم بی کران و منطق عقلانی و شجاعت آن سلاله نبوّت به شدّت متعجب شده بود، بی آن که از ته دل راضی باشد، زبان به تحسین امام جواد(ع) گشوده و گفت: راست گفتی و پدرانت و پروردگارت هم صادقانه سخن گفته اند. به راستی که تو فرزند امام رضا(ع) هستی.
منبع : منتهی الآمال، ج 2، ص 327  http://m-farhangi.iut.ac.ir/edare/pages/page286.html

ولادت امام جواد (ع) مبارک باد...




نوع مطلب : چهارده خورشید تابناک، مناسبت ها، 
برچسب ها : ولادت امام جواد (ع)، داستانی از علم غیب امام جواد (ع) در کودکی، مکناسبت، عکس ماهی کوچک قرمز، shia muslims images،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

چند تا جوون تازه کار
تو فضای مجازی هستیم.
قبلاً همه ی کارامون،
تو فضای حقیقی انجام می شد.
تصمیم گرفتیم به این فضا هم
رنگی از حقیقت رو نشون بدیم.
مدیر وبلاگ : دوست شما
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
اوقات شرعی
ابزار وبلاگ
چاپ این صفحه